ذهنیات یک دانشجو...!

فکر کردن را دوست دارم؛ به اشتراک گذاشتن تفکر را بیشتر...!

ذهنیات یک دانشجو...!

فکر کردن را دوست دارم؛ به اشتراک گذاشتن تفکر را بیشتر...!

ذهنیات یک دانشجو...!

بسم الله الرحمن الرحیم
زیاد حرف میزنم؛ البته با خودم، نه با دیگران!
گاهی، در کوچه، خیابان، اتوبوس، مترو و یا هر جای دیگری که بشود حرف زد با خودم حرف میزنم. گاهی بلند بلند با خودم حرف میزنم. گاهی خودم را جای سرمربی رئال مادرید میگذارم و گاهی جای فلان نماینده مجلس! گاهی استاد دانشگاه میشوم و گاهی یک بچه قرتی سوسول که باباش بهش پول تو جیبی کم داده مثلا جیره روزانه شو کرده 500 هزار تومن! خلاصه که خودم رو جای هر کسی میگذارم. گاهی رئیس جمهور میشوم و گاهی رهبر! گاهی هم البته همانند تماشاگری میشوم که تیمش سوراخ شده! خلاصه آنکه تا الان فکر کنم فقط جبرئیل امین نشدم! حتی خدا هم شدم..یعنی در این حد! با خودم حرف میزنم، مسائل رو از زوایای مختلف بررسی میکنم. خب طبیعیه که با همه کوتاهی قد ذهنمان گاهی خاطراتی به ذهنم می آید و گاهی هم مثل بعضیا خاطره میسازم. گاهی مخاطرات را درک میکنم و گاهی هم مطالب خاصی به ذهنم میرسد که همه آنها را اینجا مینویسم. این گاهی ها خیلی به گردنم حق دارند...!
شما هم گاهی خود را به جای دیگران بگذارید. بهتر درک خواهید کرد و بیشتر از زندگی استفاده میبرید. گاهی هم خود را به جای کسی بگذارید که برای بیان ذهنیاتش جایی بهتر از یک وبلاگ پیدا نکرده است...!
امیدوارم گاهی نه؛ خدا همیشه پشت و پناهتان باشد، که هست..!
اکانت من در توئیتر:
AliHasani1370@

۲۲ مطلب با موضوع «دریافت های روزانه» ثبت شده است

دنیا و مصیبتهاش

يكشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۴ ب.ظ

واقعا دنیا با مصیبت و سختی آغشته شده است. این سختی و مصیبت هم لزوما در بیماری و فقر و ضعف بدنی و مشکلات خانوادگی نیست. گاهی نوع این مشکل فرق می کند. شاید سختترین مصائب، دوشت داشتن افرادی است که تو را مانع آزادی خود می پندارند. سخت ترین مصائب همین است. باور کنید مصیبت عظمای امام حسین (ع) در کربلا تشنه ماندن، شهید شدن، از دست دادن فرزندان و یا اسارت زینب کبری (س) نیست. سخت ترین مصیبت امام حسین (ع) حتی زخم زبان اشقیای جبهه مقابل هم نبود. سختترین مصیبت شاید آنجا بود که میدانست اگر کسی با شمشیر او کشته شود قطعا به جهنم خواهد رفت، ولی مجبور بود که او را بکشد. جنگ است، حلوا که خیرات نمی کنند! اگر نکشی کشته میشوی. و چه سخت است برا حسین بن علی(ع) این راه. او آمده است تا آدمیان را به بهشت رهنمون کند، ولی جبر روزگار او را به جایی برده است که بین کشته شدن و کشتن اما به جهنم فرستادن باید یکی را انتخاب کند. و «دین» حکم میکند که اولی را انتخاب کند. او آمده است تا بشر را به بهشت ببرد ولی حماقت همین بشر او را مجبور میکند تا آدمیان را به جهنم بفرستد. وه که چه سخت و دردناک است این دنیا. او امام است. امام همگان است. امام آسمانها و زمین، امام جن و انس، امام بهشت و جهنم است. او امام دشمن نیز هست. امام یزید است، امام شمر است، امام عبیدالله بن زیاد است، او امام عمر بن سعد است. او امام همه مردم است. و در امام بودن، میان همه به یک اندازه امام است. به همان میزان که امام برادرش عباس است، دقیقا به همان اندازه امام شمر نیز هست. تفاوت در ماموم بودن است. عباس امامش را درست شناخت و برای او یک ماموم کامل بود. اما شمر امامش را نشناخت که هیچ، بلکه روی امامش شمشیر نیز کشید. اما سختی اینجاست، محبت امام همچو نور خورشید است که به همه مردم یکسان می تابد. دیگر این آدمیان هستند که چگونه و به چه اندازه از این نور استفاده می کنند. اما در نور بودنِ نور و به یک اندازه بودن نور، هیچ شکی نیست. نور برای همگان نور است و برای همه نیز به یک اندازه نور است. اما به نور چه ربطی دارد که شب پرستان از نور فرار می کنند؟! اما امام از نور هم منورتر است. او نور بی اراده نیست. او حتی اگر کسی از نور فرار کند باز هم سعی در روشن کردن دل او دارد. راه های مختلف را امتحان میکند تا شاید نور به دل تاریک او نیز بتابد. اما چه کند که آن شب پرست، در مقابل روشنایی مقاومت میکند؟ چه کند که او نمی خواهد روشن شود؟

گاهی این مقاومت در برابر روشنایی به اندازه ای است که نور مجبور است آن شب پرست را از میان بردارد، و این سخت ترین مصیبت برای امام است.

راهیان راه امام نیز به این مصیبت دچارند. آنها سعی در امنیت و آرامش مردمی دارند که گاهی با آنان مخالفت میکنند. حضرت عشق هم از همین نوع است. او را گاهی مینوازند اما وای بر ما که چه مصیبتی بر او نازل میشود. مردمش را دوست میدارد اما قدرنشناسان قدرش را نمیدانند که هیچ، سنگش نیز میزنند. او به مساوات عاشق همگان است اما خب چه کند که گاهی بعضیها قدرش را نمیدانند. روزی که رفت، روزی که امام آمد...روزی که ... قدرش را خواهیم دانست. بزرگان بعد از رفتنشان شناخته خواهند شد.

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۶ ، ۱۴:۴۴
علی

انواع انتظار

جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۲۹ ب.ظ

انتظارات ما انواعی دارد. انتظار بین شخصی را می گویم. از افراد مختلف انتظارات متفاوتی داریم. شاید هم درستش این باشد که از افراد متفاوت انتظارات مختلفی داریم. کدام درست است؟...بگذریم از این سوال متفرقه!

به نظرم به طور کلی انتظارات ما از آدما بر دو نوع است؛ انتظارات ایجابی و انتظارات سلبی. یعنی چه؟ انتظارات ایجابی به آن دسته از انتظارات اشاره دارد که دوست داریم و فکر می کنیم کسی وظیفه دارد انجام دهد. یا حداقل معرفت حکم می کند که فردی یک کاری را برای ما انجام دهد.

اما انتظارات سلبی آن دسته از انتظارات هستند که ما انتظار داریم که کسی فلان کار را انجام ندهد یا معرفت آن است که انجام ندهد.

جنبه ای از تعادل هم آن است که این دو نوع انتظار را در یک سطح صحیح و متعادلی تنظیم کنیم. از افرادی که باید، انتظار ایجابی داشته باشیم؛ و از افرادی نیز صرفا انتظار سلبی!

در این مورد باید بگم که بهتر است تا می توانیم از آدمها انتظار ایجابی نداشته باشیم. فقط از بعضی ها انتظار سلبی. هر چه میزان انتظار ایجابی مان کمتر باشد، کمتر حرص خواهیم خورد. و حتی بهتر است که سطح انتظارات سلبی را هم خودمان تنظیم نکنیم. بر اساس شعور آدمها از آنها انتظار سلبی داشته باشیم. اگر کسی به آن میزان از کمبود شعور رنج میبرد که باید سطح انتظار سلبی مان را نیز از سطحی کمتر کنیم، همان بهتر که با او رابطه نداشته باشیم.

البته اینکه دیگران از ما انتظار ایجابی داشته باشند شاید کمی دردسر ایجاد کند، لیکن این نوعی آبرو و رحمت الهی است. یعنی ما شعور داریم.

قدر بدانیم

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۶ ، ۱۵:۲۹
علی

آزادی خواهانِ ما

چهارشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۱۲ ب.ظ

فرد الف: من عاشق قرمه سبزی هستم.

قرد ب: اما من قیمه رو ترجیح میدم.

فرد الف: من به نظر شما احترام میگذارم.

======

فرد الف: من استقلالی هستم.

فرد ب: من از قدیم الایام پرسپولیسی ام.

فرد الف: نظر همه محترمه

======

فرد الف: از نظر من «جدایی نادر از سیمین» از «فروشنده» مفهومی تره.

فرد ب: اما من فکر میکنم معانی نهفته ای در «فروشنده» هست که «جدایی نادر از سیمین» به گرد آنان نیز نخواهد رسید.

فرد الف: هر کسی در ابراز عقیده آزاد است.

======

فرد الف: من به روحانی رای می دهم.

فرد ب: من رئیسی را ترجیح میدهم و به او رای خواهم داد.

فرد الف: بی شعور نادانِ مفت خور...

======

======

اندر باب آزادی خواهان ما؛ تا زمانی که منافعشان و ایدئولوژی شان به خطر نیفتند آزادی را می پرستند اما...

مثل فرد الف نباشیم...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۱۲
علی

کسب قدرت اجتماعی

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۲۵ ب.ظ

کسب قدرت اجتماعی، از مقوله های فوق پیچیده است که هر کسی را یارای اجرای آن نخواهد بود. بحث حول این مفهوم البته به سختی اجرای آن نیست. ولی در مقام عمل، این امر بسیار پیچیده می نمایاند. (و من چقدر به خودم فشار می آورم که فلسفی بنویسم.) سهولت در نظر، باعث آن است که هر کسی در خود این توانمندی را حس کند؛ اما صعوبت در عمل مسبب خسران فراوان است.

از خوبی های جریان اصلاحات یکی هم آن است که هر کسی تخصصی بحث می کند. اگر کسی در عرصه خاصی مدعی است، می توان نتیجه گرفت که او حداقل چند کتابی در آن زمینه خوانده است. اگر هم صحبتی ندارد، سکوت پیشه می کند. اما در مقابل، جریان اصولگرا و اگر عام تر بحث کنیم، جریانات مدعی مذهب در کشور ما، با اینکه مطالعه زیادی هم ندارند، اما سعی دارند در قبال هر چیزی نظریه علمی مطرح کنند.

البته متاسفانه نسل جدید اصلاح طلبان نیز همانند نسل قبلی نیست. آنها به گمانم شبیه جریان اصولگرا شده اند و این اصلا خوب نیست.

القصه، در گروه های تلگرامی که مشاهده می کنم، دوستان عزیز مذهبی من، در هر زمینه ای که بحثی مطرح می شود داخل گود شده و اظهار فضل می کنند، لیکن از آنجا که سوادشان بیش از ارزنی نیست، در هر مورد نیز با وسعی کم و توانی اندک، در آخر مجادله، به بدترین شکل ممکن ضایع (!) شده و میدان را به دوستانی که با ما هم نظر نیستند واگذار می کنند.

برای دوستان حزب اللهی خودم به شدت آرزو میکنم که در ابتدا کمی سطح سواد خودشان را بالا ببرند و در مرحله بعد کمی تخصصی تر بحث کنند.

در مورد برجام که با دوستان بحث می کردیم، از آنجایی که به لطف یکی از اساتید گرام، تخصصی در این زمینه وارد شدم تقریبا دست خالی جریان اصلاحات و اعتدال را رو کردم. اما دوستانی داشتم که چه در زمینه برجام، چه در زمینه سند 2030، چه در زمینه تاریخ انقلاب و چه در زمینه های دیگر اظهار فضل می کردند بدون آنکه حتی اندکی مطالعه داشته باشند. از این رو، وقتی افراد بی طرف مشاهده می کنند که در هر زمینه ای، جریان اصلاحات پیروز است و در واقع دست خالی جریان اصولگرایی را میبینند، خب طبیعی است که به آن سو متمایل شوند.

کمی مطالعه، کمی بحث تخصصی، کمی دقت نظر، کمی ادعای کمتر، دوستان! اندکی تفکر...

زین همین سبب، معمولا جریان اصلاحات به شکلی آرام و تدریجی، قدرت اجتماعی بیشتری را به سمت خود جذب می کند. شاید در سالهای گذشته مثلا اوائل دهه 70، و حتی تا اواسط دهه 80، پایگاه اجتماعی اصولگرایان بسیار بیشتر بود، اما در گذر زمان شاهد آن هستیم که نفوذ کلمه اصلاح طلبان بیشتر میشود، چون تخصصی بحث میکنند. کلا آنکه اگر چیزی نمیدانیم، حداقل تخصصی بحث نکنیم، سوالی بپرسیم، یا در بهترین حالت، پارادوکس های منطق طرف مقابل را به او نشان دهیم. ولی بحث ایجابی نکنیم که ضایع می شویم!

باشد که رستگار شویم...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۲۵
علی

اسلحه آمار

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۳۰ ب.ظ

متن پست قبلی را در چند گروه تلگرامی به اشتراک گذاشتم. تعداد بازخورها زیاد نبود ولی جالب بود. جالب بود از این نظر که منتقدان دولت به آمارهای عیان و واضح نیز توجهی نشان نمی دهند. جالب بود از این نظر که وقتی با طرفداران دولت صحبت میکنیم با اسلحه آمار (ولو غلط) به میدان می آیند. اما دوستان موسوم به حزب اللهی هیچ حرکت درخوری انجام نمی دهند. تفسیرهای کلی، بیان مبانی فکری، حرف های قلمبه سلمبه و بعضا شعار گونه ای مطرح می کنند که کاملا قابل تفسیر بوده و به سختی افراد را قانع می کند. اما طرفداران دولت با آمار میدان می آیند و گرچه در اکثر موارد آمارشان غلط یا دروغ است، اما وجود همین آمار کاملا طرف مقابل را خلع سلاح می کند.

امروز و از میان منتقدان دولت یازدهم، فقط مجید شاکری و دکتر جلیلی عزیز را سراغ دارم که با دو اسلحه تاریخ و آمار به میدان می آیند. باشد که زیاد شوند

اوصیکم بالآمار و التاریخ!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۳۰
علی

کسب محبوبیت خوار کننده!

شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۲۴ ب.ظ

اگر به تاریخ انقلابمان نگاه کنیم، از همان سال 42 رد پای حسن روحانی وجود دارد. اولین کسی هم که به امام خمینی (ره) لقب امام داد، همین حاج حسن روحانی خودمان بود. اما قبل از انقلاب که تقریبا اثری از آقای خاتمی نمیبینیم. در واقع ایشان به معنای واقعی کلمه یک انقلابی نیستند و برای انقلاب هیچ هزینه ای پرداخت نکرده اند

در تاریخ جمهوری اسلامی هم که نگاه کنیم به جز یک دوره هشت ساله که آقای خاتمی رییس جمهور بوده است، همیشه حسن روحانی جایگاه بالاتر، مهمتر و موثرتری داشته است.

اما اینکه امروز حسن روحانی از نام محمد خاتمی برای کسب محبوبیت استفاده می کند هم برای خودش و هم برای نظام اصلا معنای خوبی ندارد.

برای خودش که معلوم است. او یک پیرو مکتب نیاوران و کارگزاران است. این قشر به شدت آدمهای مغروری بوده اند. آنها خود را برتر از دیگران میدانند. مطمئنا بیشترین کسی که از بردن نام خاتمی برای کسب محبوبیت رنج میبرد خود حسن روحانی است.

اما برای نظام از دو جهت ایراد دارد. اول آنکه رئیس جمهور همین نظام به میزانی در کسب محبوبیت ناموفق است که مجبور است به دیگران پناه ببرد. دوم آنکه این سرپناه یکی از سران فتنه 88 است که نظام او را طرد کرده!

وا حسرتا...!

یک بازی دو سر باخت برای نظام...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۲۴
علی

مناظرات انتخاباتی

شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۱۳ ق.ظ

واقعا متاسف شدم. رفتار انتخاباتی کاندیداهای دومین پست سیاسی و اولین مقام اجرایی کشور واقعا زشت و ناپسند بود. این افراد، امناء و سران نظام جمهوری اسلامی ایران هستند؛ نظامی که مبتنی بر خون 300 هزار شهید گلگون کفن است. چه مادرانی فرزند از دست دادند، چه پدرانی داغ فرزند تحمل کردند، چه همسرانی که بی شوهر شدند، چه فرزندانی که پدر از دست دادند تا این نظام شکل بگیرد و پابرجا بماند تا امروز کاندیدهای پست حساس و مهم ریاست جمهوری، با افشای فساد یکدیگر عطش قدرت خود را سیراب نمایند. واقعا جای تاسف داشت رفتار دیروز این افراد. چه خون دلها می خورند دلسوزان خون شهداء...

هفته بعد باید رای بدهیم تا آدمی را انتخاب کنیم که فساد کمتری دارد...

آه ای شهید عزیز، استاد مرتضی مطهری گرامی؛ کاش بزرگان نظام جمهوری اسلامی، فقط یک بار کتاب «آینده انقلاب اسلامی» تو را مطالعه می کردند...

واقعا حرفی برای گفتن ندارم. همه سینه پر از درد است...

باشد که...مسئولین ما رستگار شوند...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۱۳
علی

ما و عادت های ما

دوشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۳۹ ق.ظ

ما بر اساس الگوها زندگی میکنیم و الگوها نتیجه عادات و خو گرفتن های ما هستند.

عادات معمولا به قدری قوی هستند که حتی پس از رفع علتهای اولیه آنها، باز هم ما، رفتارهای خاصی را تکرار میکنیم. به طور مثال ما عادت داشتیم که الله را ا... بنویسیم. چرا که از نظر مذهبی، بدون وضو دست زدن به کلمه ا.. مشکل شرعی داشت و مهمتر آنکه این امکان بود که برگه مد نظر، زیر دست و پا قرار بیفتد و مورد بی احترامی قرار بگیرد. 

شاهد بودم که دوستان عزیزی، حتی در تلگرام هم وقتی می خواستند اسم جلاله را تایپ کنند، به شکل ا... تایپ می کردند که ناشی از عادت دیرین آنها داشت.

در پست قبلی، من نیز الله را ا... نوشته بودم. اما از روی عادت نبود. چرا که من مطلب را برای نشریه چشمه نوشتم که به صورت کاغذی چاپ میشود. و همان مطلب را کپی کرده در وبلاگ گذاشتم.از این رو، حداقل در اینجا به دام عادت نیفتادم.

باشد که رستگار شویم...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۳۹
علی

سفر

يكشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۰۱ ق.ظ

یه روزی هم کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری میشم و حین تبلیغات یه دل سیر مسافرت میرم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۰۱
علی

پوپولیسم سنتی در برابر پوپولیسم مدرن

شنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۱۲ ب.ظ

دیشب در یک گروه تلگرامی که ماشاءالله همه ادعا دارند که با سواد هستند و مدارک عالیه دارند بحثی حول محور برجام در گرفت. اینجا قصد ندارم در مورد خود برجام بحث کنم. کوس رسوایی برجام مدت هاست که به صدا درآمده است. در اثناء بحث نکته ای به ذهنم آمد که قصد بیان آن را دارم. طرفداران «حاج حسن معتدل» و البته خود شخص ایشان اصرار زیادی دارند تا «حاج محمود مهرورز» را یک پوپولیست جلوه داده و طرفداران ایشان را نیز عده ای احمق کم سواد جلوه دهند. آنها معقتدند که محمود احمدی نژاد، سالها با تکیه بر عدم درک، آگاهی و شعور بخش زیادی از مردم توانست بر قدرت تکیه بزند و کشور را به قهقرا ببرد. اما دیشب حین بحث و زمانی که بنده مدعی شدم برجام به طور غیر قانونی در کشور اجرا می شود، آنها (طرفداران حاج حسن معتدل) به من هجمه کرده و مدعی شدند «مشهور است که برجام در مجلس ارزشی و انقلابی! نهم در عرض 20 دقیقه تصویب شده است.» عجب! از کرامات شیخ ما چه خبر؟...شیره را خورد و گفت شیرین است! این بندگان خدا که عده ای دانشجویان دکترای خط مشی گذاری و دانشجویان سال چهارم کارشناسی مدیریت دولتی دانشگاه تهران بودند، بعد از گذشت قریب به دو سال هنوز نمی دانند آنچه که در مجلس تصویب شد، طرحی از سوی چند نماینده مجلس به سرکردگی جناب جلالی رییس فعلی مرکز پژوهش های مجلس بود. مجلس برای بررسی برجام، کمیسیون ویژه ای به ریاست جناب زاکانی تشکیل داد که بعضی از جلسات آن هم از تلویزیون پخش شد. اما زمانی که گزارش کمیسیون و طرح استخراجی از آن آماده شد، ناگهان مجلس تغییر رویه داد و طرح جناب جلالی را که معلوم نیست از کجایشان درآورده اند به تصویب رساند.

دانشجوی دکترای خط مشی گذاری ما این را نمی دانست. دانشجوی سال چهارم کارشناسی مدیریت دولتی ما این را نمی دانست. بعد انتظار دارید ظریف در صحن علنی مجلس دروغ نگوید؟ در واقع آنها نه برجام را خوانده اند، نه تحقیقات علمی راجع به برجام را مطالعه کرده اند، و نه حتی اطلاع درستی از فرآیندهای قانونی مرتبط با برجام دارند. البته با عدد و رقمهایی که معلوم نیست از کجا آمده است به خوبی پوپولیسم را به معرض نمایش میگذارند.

یادم هست که یکبار شخصیت آرمانی و محبوب من، عزیز دلها، فامیل دور بزرگوار با آقوی همسایه صحبت میکردند که عزیز دلم فرمود: «ایکاش شعور هم مدرک داشت تا شعور آدمها رو بر اساس مدرکشون می شناختیم». آقوی همسایه جواب داد که: «نه آقو! اگر شعور مدرک داشت یه عده میرفتند مدرک قلابی میگرفتند دیگه نمیشد بی شعوری آنها را ثابت کرد».

قضیه طرفداران حاج حسن معتدل و حاج محمود مهرورز نیز همین گونه است. طرفداران حاج محمود مهرورز اگر نمیدانند، هم خودشان میدانند که نمیدانند و هم دیگران میدانند که آنها نمیدانند. اما طرفداران حاج حسن معتدل دقیقا به همان اندازه نمیدانند، ولی چون مدرک دکترا دارند و یا حتی استاد دانشگاه هستند، هم خودشان نمیدانند که نمیدانند و هم دیگران نمیدانند که آنها ارزنی سواد ندارند. در واقع جهل طرفداران حاج محمود مهرورز جهل ساده ای است، اما جهل طرفداران حاج حسن معتدل از نوع جهل مرکب است، جهلی است در لباس علم، گرگی است در لباس میش.

خواهی که رستگار شوی، به طرفداران حاج محمود مهرورز خدمت کن و بهشان یاد بده، در عین حال از طرفداران حاج حسن معتدل دوری کن که بی سوادانی هستند با مدرک دکترا!

نوع پوپولیسم حاج محمود مهرورز از نوع سنتی بود، اما پوپولیسم حاج حسن معتدل از نوع مدرن است. حاج محمود بر ناآگاهی توده مردم سوار میشد؛ اما حاج حسن معتدل علاوه بر اینکه بر ناآگاهی تحصیل کردگان سوار میشود در عین حال سعی میکند به آنها بقبولاند که بسیار میفهمند.

آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

باشد که رستگار شویم...

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۱۲
علی